
muzzle
noun, verbپوزه
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
The trio was about two feet from the muzzle of the weapon.
سه نفر حدود شصت سانتیمتر با دهانهی اسلحه فاصله داشتند.
The trio was about two feet from the muzzle of the weapon.
سه نفر حدود شصت سانتیمتر با دهانهی اسلحه فاصله داشتند.
With the muzzle on him, all seemed to be in slow motion.
با اسلحهای که به سمتش گرفته شده بود، همه چیز انگار در حرکت آهسته بود.
The face is connected to the skull at three points: the ear canals, the eye sockets, and the muzzle.
صورت در سه نقطه به جمجمه متصل است: مجرای گوش، حفرهی چشم و پوزه.
First in his big eyes, and then down his long nose straight to his muzzle.
اول در چشمان بزرگش، و سپس در امتداد بینی بلندش تا پوزهاش.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «muzzle» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «muzzle» در آزمون GRE
لغت "muzzle" (به فارسی: پوزه) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈmʌz.əl/ است. مترادفهای این کلمه شامل gag, gun muzzle میشوند. متضاد آن unmuzzle است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «muzzle» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان