
whirling
noun, verbچرخیدن ، گرداب
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (3)
The space vessel was whirling around before it landed on earth.
کشتی فضایی قبل از اینکه به زمین بنشیند به اطراف می چرخید
As they tried to lift the bulky piano, the movers went whirling across the living room.
هنگامیکه باربران سعی می کردند تا پیانوی بزرگ را بلند کنند، پایه های چرخان در سرتاسر اتاق نشینمن می چرخیدند
Because Angelo drank too much, he commenced to feel that everything was whirling around the bar.
به علت اینکه "آنجلو" مشروب زیادی خورده بود، این احساس به او دست داد که همه چیز در کافه دور سرش می چرخند
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «whirling» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «whirling» در آزمون 504 Essential Words
لغت "whirling" (به فارسی: چرخیدن ، گرداب) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //wɜːrl ling// است. مترادفهای این کلمه شامل swirl, whirl around, tumble, twiddle, reel میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «whirling» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان