تصویر لغت rival

rival

noun, verb

رقیب ، حریف

//ˈrīvəl//
📖504 Essential Words

مترادف‌ها

challengerequalmatchcompetitiontouch

دسته‌بندی دستوری

noun, verb

درس

درس 14 - کلمات 157 تا 168

جملات مثال (3)

The boxer devised an attack which would help him to be victorious over his young rival.

بوکسور حمله ای را طراحی کرد که به او کمک کند تا بر حریف جوان خود، پیروز شود

Sherry didn't like to compete because she always thought her rival would win.

شری دوست نداشت که در مسابقه شرکت نماید چون همیشه فکر می کرد حریفش برنده خواهد بود

Seidman and Son decided to migrate to an area where they would have fewer rivals.

سیدمن و "سان" تصمیم گرفتند تا به منطقه ای بروند که رقبای کمتری داشته باشند

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «rival» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «rival» در آزمون 504 Essential Words

لغت "rival" (به فارسی: رقیب ، حریف) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.

این کلمه در دسته‌بندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈrīvəl// است. مترادف‌های این کلمه شامل challenger, equal, match, competition, touch می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک می‌کند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «rival» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان