
rival
noun, verbرقیب ، حریف
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (3)
The boxer devised an attack which would help him to be victorious over his young rival.
بوکسور حمله ای را طراحی کرد که به او کمک کند تا بر حریف جوان خود، پیروز شود
Sherry didn't like to compete because she always thought her rival would win.
شری دوست نداشت که در مسابقه شرکت نماید چون همیشه فکر می کرد حریفش برنده خواهد بود
Seidman and Son decided to migrate to an area where they would have fewer rivals.
سیدمن و "سان" تصمیم گرفتند تا به منطقه ای بروند که رقبای کمتری داشته باشند
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «rival» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «rival» در آزمون 504 Essential Words
لغت "rival" (به فارسی: رقیب ، حریف) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈrīvəl// است. مترادفهای این کلمه شامل challenger, equal, match, competition, touch میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «rival» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان