تصویر لغت thrust

thrust

noun, verb

پرتاب کردن ، پرتاب

//THrəst//
📖504 Essential Words

مترادف‌ها

pushhurtlestuffknife thrustdriving force

دسته‌بندی دستوری

noun, verb

درس

درس 14 - کلمات 157 تا 168

جملات مثال (3)

Once the jet engine was ignited, it thrust the rocket from the ground.

به محض اینکه موتور جت روشن شد، راکت را از زمین به بالا پرتاپ کرد

He had adequate strength to thrust himself through the locked door.

او قدرت کافی داشت که با فشار راه خود را از میان در قفل شده، باز کند

Eva was in a terrible rage when she thrust herself into the room.

ایوا وقتی به زور وارد اتاق شد بدجوری خشمگین بود

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «thrust» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «thrust» در آزمون 504 Essential Words

لغت "thrust" (به فارسی: پرتاب کردن ، پرتاب) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.

این کلمه در دسته‌بندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن //THrəst// است. مترادف‌های این کلمه شامل push, hurtle, stuff, knife thrust, driving force می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک می‌کند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «thrust» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان