
opponent
noun, adjectiveمخالف ، رقیب
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, adjectiveجملات مثال (3)
The Russian chess player underestimated his opponent and lost.
شطرنج باز روسی، حریف خود را دست کم گرفت و باخت
He was a bitter opponent of costly urban reform.
او مخالف سر سخت اصلاح هزینه بر شهری است
Seeing his flabby opponent, Slugger was sure he would be victorious.
اِسلاگر با دیدن حریف شُل و وِل خود، مطمئن شد که پیروز خواهد شد
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «opponent» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «opponent» در آزمون 504 Essential Words
لغت "opponent" (به فارسی: مخالف ، رقیب) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //əˈpōnənt// است. مترادفهای این کلمه شامل opposing, antagonist, opposite, adversary, resister میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «opponent» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان