
fugitive
noun, adjectiveفراری ، تبعیدی
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, adjectiveجملات مثال (3)
Paul was a fugitive from the slums, abandoned by all his friends.
پل یک فراری از محله های فقیرنشین بود، لذا از طرف همه دوستانش طرد شد
After escaping from prison, Tom led an unhappy life as a fugitive from the law.
تام پس از فرار از زندان، به عنوان فراری از قانون، زندگی ناخوشایندی داشت
The fugitives from the unsuccessful revolution were captured.
فراری های انقلاب ناموفق دستگیر شدند
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «fugitive» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «fugitive» در آزمون 504 Essential Words
لغت "fugitive" (به فارسی: فراری ، تبعیدی) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈfyo͞ojətiv// است. مترادفهای این کلمه شامل runaway, momentaneous, fleeting, momentary, fleer میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «fugitive» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان