
جملات مثال (6)
The store's owner agreed not to prosecute if the boy returned the stolen goods.
اگر پسر کالاهای سرقت شده را برگرداند ، صاحب فروشگاه موافقت کرد که تحت پیگرد قانونی قرار نگیرد.
She criticized the government for the way it has prosecuted the war.
او از دولت به دلیل پیگرد قانونی جنگ انتقاد کرد.
The case is being prosecuted by the assistant district attorney.
این پرونده توسط دستیار دادستان ناحیه تحت پیگرد قانونی قرار می گیرد.
Those that tracked and prosecuted the man who bought the gun used to kill her have been just as silent.
آنهایی که مردی را که اسلحه خریداری کرده بود برای کشتن او ردیابی و تحت پیگرد قانونی قرار داده اند ، به همان ساکت بوده اند.
If a thief comes in and steals less than $1,000 of products, the police will not prosecute.
اگر یک دزد وارد شود و کمتر از 1000 دلار محصول را سرقت کند ، پلیس تحت پیگرد قانونی قرار نخواهد گرفت.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to prosecute» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to prosecute» در آزمون 504 Essential Words
لغت "to prosecute" (به فارسی: پیگرد قانونی) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈprɑː.sə.kjuːt/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to prosecute» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان