
baggage
اسماسباب سفر ، اثاثیه
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (3)
When Wait unpacked his baggage, he found he had forgotten his radio.
وقتی "والت" چمدانش را باز کرد، متوجه شد که رادیواش را فراموش کرده بود
Mrs. Montez checked her baggage at the station and took the children for a walk.
خانم "مونتز" چمدانش را در ایستگاه تحویل داد و بچه ها را به گردش برد
The modern army cannot afford to be slowed up with heavy baggage.
ارتش مدرن نباید با تجهیزات سنگین به آهستگی حرکت کند
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «baggage» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «baggage» در آزمون 504 Essential Words
لغت "baggage" (به فارسی: اسباب سفر ، اثاثیه) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈbagij// است. مترادفهای این کلمه شامل luggage, suitcase میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «baggage» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان