
جملات مثال (6)
The roof collapsed under a heavy load of snow.
سقف در زیر بار سنگین برف فرو ریخت.
The chair he was sitting in collapsed.
صندلی که او در حال سقوط بود.
She came home from work and collapsed on the sofa.
او از محل کار به خانه آمد و روی مبل فرو ریخت.
The crying child ran to his mother and collapsed in her arms.
کودک گریه به سمت مادرش دوید و در آغوش او فرو ریخت.
He collapsed on stage during the performance and had to be rushed to the hospital.
او در حین اجرا روی صحنه سقوط کرد و مجبور شد به بیمارستان منتقل شود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to collapse» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to collapse» در آزمون 504 Essential Words
لغت "to collapse" (به فارسی: از هوش رفتن) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /kəˈlæps/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to collapse» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان