
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
He could not escape the guilt that he felt in the inner recesses of his soul.
او نمیتوانست از گناهی که در اعماق روحش احساس میکرد فرار کند.
But for the first 40 days, the soul remains close to where the body lived.
اما در ۴۰ روز اول، روح نزدیک جایی که بدن زندگی میکرد باقی میماند.
Amid all the sound and fury of the modern world, this is a sedan that soothes the soul.
در میان تمام صدا و هیاهوی جهان مدرن، این یک سدان است که روح را آرام میکند.
The heart and soul and culture, that's the easy part of being a founder.
قلب و روح و فرهنگ، این بخش آسان بنیانگذار بودن است.
But a lot of these people, this is their heart and soul.
اما برای بسیاری از این افراد، این قلب و روحشان است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «soul» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «soul» در آزمون 500 Common Words
لغت "soul" (به فارسی: روح) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /soʊl/ است. مترادفهای این کلمه شامل individual, person, somebody میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «soul» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان