تصویر لغت soul

soul

adjective, noun

روح

/soʊl/

مترادف‌ها

individualpersonsomebody

دسته‌بندی دستوری

adjective, noun

درس

Religion

جملات مثال (6)

He could not escape the guilt that he felt in the inner recesses of his soul.

او نمی‌توانست از گناهی که در اعماق روحش احساس می‌کرد فرار کند.

But for the first 40 days, the soul remains close to where the body lived.

اما در ۴۰ روز اول، روح نزدیک جایی که بدن زندگی می‌کرد باقی می‌ماند.

Amid all the sound and fury of the modern world, this is a sedan that soothes the soul.

در میان تمام صدا و هیاهوی جهان مدرن، این یک سدان است که روح را آرام می‌کند.

The heart and soul and culture, that's the easy part of being a founder.

قلب و روح و فرهنگ، این بخش آسان بنیان‌گذار بودن است.

But a lot of these people, this is their heart and soul.

اما برای بسیاری از این افراد، این قلب و روحشان است.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «soul» کدام است؟

لغات هم‌درس

این لغت در این آزمون‌ها هم هست:

درباره لغت «soul» در آزمون TOEFL

لغت "soul" (به فارسی: روح) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.

این کلمه در دسته‌بندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن /soʊl/ است. مترادف‌های این کلمه شامل individual, person, somebody می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک می‌کند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «soul» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان