
factor
اسمعامل
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
Poor weather conditions were a significant factor in the cancellation of the outdoor event.
شرایط بد آبوهوایی عامل مهمی در لغو رویداد فضای باز بود.
The availability of skilled workers is a key factor in attracting businesses to the region.
دسترسی به نیروی کار ماهر عامل کلیدی در جذب کسبوکارها به منطقه است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «factor» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «factor» در آزمون 500 Common Words
لغت "factor" (به فارسی: عامل) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈfæk.tə// است. مترادفهای این کلمه شامل element, component میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «factor» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان