
king
اسمپادشاه
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
The king ruled over the kingdom with wisdom and compassion.
پادشاه با خرد و شفقت بر پادشاهی حکومت کرد.
The portrait of the king hung prominently in the grand hall of the palace.
پرترهٔ پادشاه بهطور برجسته در تالار بزرگ کاخ آویزان بود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «king» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «king» در آزمون 500 Common Words
لغت "king" (به فارسی: پادشاه) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //kɪŋ// است. مترادفهای این کلمه شامل monarch, ruler میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «king» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان