
investment
اسمسرمایه گذاری
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
She made a significant investment in stocks, hoping to see substantial returns over the next few years.
او سرمایهگذاری قابلتوجهی در سهام انجام داد و امیدوار بود در چند سال آینده بازده چشمگیری ببیند.
Real estate investment can be a reliable source of passive income if managed properly.
سرمایهگذاری در املاک اگر بهدرستی مدیریت شود، میتواند منبع قابلاعتمادی برای درآمد غیرفعال باشد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «investment» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «investment» در آزمون 500 Common Words
لغت "investment" (به فارسی: سرمایه گذاری) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ɪnˈvɛstmənt// است. مترادفهای این کلمه شامل funding, capital میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «investment» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان