/t͡suˈzamənˌbʁɛçən/

خراب شدن، از کار افتادن
Das Auto brach zusammen.
Das alte System brach nach dem Update zusammen, und alle Daten mussten wiederhergestellt werden.
نکته حافظهسازی
تصور کن ماشینت ناگهان تسوزامِنبِرِشن میکند.
What word does this picture represent?
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
فوت کردن، خاموش کردن
/ˈaʊsˌblaːzən/
دزدیدن، نفوذ کردن
/ˈaɪnˌbʁɛçən/
فرار کردن، شروع شدن
/ˈaʊsˌbʁɛçən/
جدا شدن، قطع رابطه
/zɪç ˈtʁɛnən/
تربیت کردن، مطرح کردن
/ˈaʊfˌt͡siːən/
تصادفاً ملاقات کردن
/ˈtʁɛfən/
کلمه «zusammenbrechen» یکی از کلمات کاربردی زبان آلمانی است. معنی آن در فارسی «خراب شدن، از کار افتادن» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Phrasenverben I – Break & Bring» قرار میگیرد و به عنوان verb استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /t͡suˈzamənˌbʁɛçən/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان آلمانی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.