
wig
noun, verbکلاهگیس
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbدرس
Appearanceجملات مثال (6)
She was wearing a blonde wig.
او یک کلاه گیس بلوند پوشیده بود.
Joel sews down the artist's wigs across the perimeter of her head.
جوئل کلاه گیس های این هنرمند را در حاشیه سرش دوخته است.
Cut a hole in the top of a tinsel wig and place it over the pumpkin's stem.
سوراخی را در بالای کلاه گیس قلع برش داده و آن را روی ساقه کدو تنبل قرار دهید.
Jamie Lee Curtis is the kind of friend willing to share the wig off her head.
جیمی لی کورتیس نوعی دوست است که مایل به به اشتراک گذاشتن کلاه گیس از سرش است.
The bear wears a gold dress and matching eye shadow with a blond wig.
خرس یک لباس طلایی و سایه چشم مطابق با یک کلاه گیس بلوند دارد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «wig» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «wig» در آزمون TOEFL
لغت "wig" (به فارسی: کلاهگیس) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /wɪɡ/ است. مترادفهای این کلمه شامل wigging میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «wig» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان