
chubby
صفتتپل
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتدرس
Appearanceجملات مثال (6)
The latter were for the chubby kids, and had all the style and comfort of a burlap sack of seed.
دومی برای بچه های چاق بود و تمام سبک و راحتی یک کیسه بذر برفی را داشت.
This weight is very chubby and kind of almost a bit squishy.
این وزن بسیار چاق و نوعی تقریباً کمی تند و تیز است.
The girl pulled her hood down over her eyes while tears streamed down her chubby cheeks.
این دختر کاپوت خود را به سمت چشمانش کشید در حالی که اشک ها روی گونه های چاق او جاری می شدند.
The chubby hands of younger siblings gripping the chain-link fence.
دست های چاق خواهر و برادرهای جوان که حصار زنجیره ای را می گیرند.
The suspect is described as a chubby man in his 30s who's 5-foot-6 and has red hair.
این مظنون در دهه 30 خود به عنوان یک مرد چاق توصیف می شود که 5 فوت 6 است و موهای قرمز دارد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «chubby» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «chubby» در آزمون TOEFL
لغت "chubby" (به فارسی: تپل) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈtʃʌb.i/ است. مترادفهای این کلمه شامل embonpoint, plump میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «chubby» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان