
facial
adjective, nounمربوط به صورت
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounدرس
Appearanceجملات مثال (6)
The butterfly rash is a facial rash that blooms across the cheeks and nose.
بثورات پروانه ای بثورات صورت است که در گونه ها و بینی شکوفا می شود.
Deep facial massages Pros: Distinct heart shape fits the grooves of the face.
جوانب مثبت ماساژهای صورت: شکل قلب متمایز متناسب با شیارهای صورت است.
But, in truth, who among us hasn't made a few mistakes with their facial hair over the years?
اما ، در حقیقت ، چه کسی در میان ما چند اشتباه با موهای صورت خود در طول سالها مرتکب شده است؟
Hand-stitch the facial features to one body piece; add the belly and wings, stitching the inside curves of each wing.
ویژگی های صورت را به یک قطعه بدن بخیه کنید. شکم و بالها را اضافه کنید و منحنی های داخلی هر بال را بخیه بزنید.
The loss of facial fat left my chin looking much less smooth and my cleft more prominent.
از دست دادن چربی صورت ، چانه من را بسیار صاف تر به نظر می رساند و شکاف من برجسته تر است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «facial» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «facial» در آزمون TOEFL
لغت "facial" (به فارسی: مربوط به صورت) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈfeɪ.ʃəl/ است. مترادفهای این کلمه شامل nervus facialis, facial nerve, seventh cranial nerve میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «facial» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان