
to spy
noun, verbجاسوس
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
I spy a motel off in the distance, so let's spend the night there.
من از راه دور یک متل جاسوسی می کنم ، بنابراین بیایید شب را در آنجا بگذرانیم.
They were accused of spying for a foreign government.
آنها متهم به جاسوسی برای یک دولت خارجی بودند.
Even the God of Thunder couldn't help but spy on our track day with a Z06.
حتی خدای رعد و برق نمی تواند کمک کند اما در روز آهنگ ما با Z06 جاسوسی کند.
The concern isn't that the board will spy on Americans.
نگرانی این نیست که هیئت مدیره از آمریکایی ها جاسوسی کند.
Not long after, a neighbor spied the smoke behind the house and smelled the chicken.
چندی نگذشت که یک همسایه دود پشت خانه را جاسوسی کرد و مرغ را بو کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to spy» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to spy» در آزمون TOEFL
لغت "to spy" (به فارسی: جاسوس) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /spaɪ/ است. مترادفهای این کلمه شامل spot, snoop, sleuth میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to spy» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان