
military
adjective, nounنظامی
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
He is being tried in a military court rather than in a civilian court.
وی در دادگاه نظامی و نه در دادگاه غیرنظامی محاکمه می شود.
He has had a long military career.
او یک حرفه نظامی طولانی داشته است.
Hamas said the commander of the central brigade of its military wing was killed in an Israeli airstrike.
حماس گفت فرمانده تیپ مرکزی جناح نظامی آن در یک حمله هوایی اسرائیل کشته شد.
At the same time, Elvis was also stationed in the country for his own military duty.
در همین زمان ، الویس نیز به دلیل وظیفه نظامی خود در این کشور مستقر شد.
The cause of the crash remains unknown, military officials said.
مقامات نظامی گفتند که علت این تصادف ناشناخته است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «military» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «military» در آزمون TOEFL
لغت "military" (به فارسی: نظامی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈmɪl.ə.ter.i/ است. مترادفهای این کلمه شامل military machine, armed services میشوند. متضاد آن unmilitary, civilian است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «military» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان