
scar
noun, verbزخممانده
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
The scar on his stomach was caused by the removal of a cyst.
زخم روی شکم او در اثر برداشتن کیست ایجاد شده است.
Luckily, her face scar is the least of all of it — some scars still on the arms.
خوشبختانه ، جای زخم صورتش کمترین آن است - برخی از زخم ها هنوز روی بازوها هستند.
Her neck still has a shrapnel scar from the third day of the war, when her apartment was hit.
گردن او هنوز از روز سوم جنگ ، هنگامی که آپارتمانش مورد اصابت قرار گرفت ، دارای زخم درختچه ای است.
Poole parted his hair to show the scar above his forehead.
پول موهای خود را جدا کرد تا جای زخم بالای پیشانی خود را نشان دهد.
The seizures can be caused by a bleed in the brain or a scar from a traumatic head injury.
تشنج می تواند در اثر خونریزی در مغز یا زخم ناشی از آسیب دیدگی سر ایجاد شود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «scar» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «scar» در آزمون TOEFL
لغت "scar" (به فارسی: زخممانده) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /skɑːr/ است. مترادفهای این کلمه شامل cicatrix, mark, cicatrice میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «scar» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان