تصویر لغت unconscious

unconscious

adjective, noun

بی‌هوش

/ʌnˈkɑːn.ʃəs/
🌐TOEFL

مترادف‌ها

unconscious mind

متضادها

conscious

دسته‌بندی دستوری

adjective, noun

درس

Physical Conditions and Injuries

جملات مثال (6)

He was knocked unconscious by a fall.

او با سقوط بیهوش شد.

She was unconscious for three days after the accident.

او به مدت سه روز پس از حادثه بیهوش بود.

And his aim was true: The bear fell to the ground, uninjured and unconscious.

و هدف او درست بود: خرس به زمین افتاد ، بدون آسیب و ناخودآگاه.

Hoang was knocked unconscious from the fall and the waves swept him into the ocean, police said.

پلیس گفت که هونگ از پاییز بیهوش شد و امواج او را به اقیانوس سوختند.

One of them, a teen, who was found unconscious , had to be airlifted from the top of the north hangar.

یکی از آنها ، یک نوجوان ، که ناخودآگاه پیدا شد ، مجبور شد از بالای آشیانه شمالی هوایی شود.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «unconscious» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «unconscious» در آزمون TOEFL

لغت "unconscious" (به فارسی: بی‌هوش) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.

این کلمه در دسته‌بندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن /ʌnˈkɑːn.ʃəs/ است. مترادف‌های این کلمه شامل unconscious mind می‌شوند. متضاد آن conscious است.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک می‌کند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «unconscious» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان