
dependent
adjective, nounوابسته
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
He has been alcohol dependent for several years.
وی چندین سال است که وابسته به الکل است.
But that's largely dependent on a line with lots to prove this fall.
اما این تا حد زیادی به یک خط با تعداد زیادی برای اثبات این پاییز بستگی دارد.
Shipping is dependent on the size of the tree and location.
حمل و نقل به اندازه درخت و مکان بستگی دارد.
The answer lies in the fear of being seen as overly dependent or needy.
پاسخ در ترس از اینکه بیش از حد وابسته یا نیازمند باشد ، نهفته است.
The amount of minerals the body needs is dependent on the mineral.
میزان مواد معدنی مورد نیاز بدن به مواد معدنی بستگی دارد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «dependent» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «dependent» در آزمون TOEFL
لغت "dependent" (به فارسی: وابسته) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /dɪˈpen.dənt/ است. مترادفهای این کلمه شامل hooked, pendent میشوند. متضاد آن independent است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «dependent» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان