
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
She was feeling tired and feverish.
او احساس خستگی و تب داشت.
He had a feverish appearance.
او ظاهری تب داشت.
His bride-to-be is feverish , but seems to be on the mend.
عروس او تب دار است ، اما به نظر می رسد در حال اصلاح است.
The mood was loose and feverish , the crowd varied: black and white, straight and gay, young and old.
روحیه سست و تب و تاب بود ، جمعیت متفاوت بود: سیاه و سفید ، مستقیم و همجنسگرا ، جوان و پیر.
The Arctic is feverish and on fire — at least parts of it are.
قطب شمال تب و آتش است - حداقل بخش هایی از آن وجود دارد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «feverish» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «feverish» در آزمون TOEFL
لغت "feverish" (به فارسی: تبدار) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈfiː.vər.ɪʃ/ است. مترادفهای این کلمه شامل feverous, hectic میشوند. متضاد آن afebrile است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «feverish» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان