
hazel
adjective, nounفندقیرنگ
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
The gourds had swelled, and plump were the hazel shells.
کدو تنبل متورم شده بود و پوسته های فندق نیز بودند.
The child weighs 32 pounds and has blond hair and hazel eyes.
کودک 32 پوند وزن دارد و موهای بلوند و چشمان فندق دارد.
The witch- hazel tree was doing the same thing that a piece can do.
درخت جادوگر همان کاری را انجام می داد که یک قطعه می تواند انجام دهد.
Then teen has hazel eyes and brown hair that is dyed blue.
سپس نوجوان چشم های فندق و موهای قهوه ای دارد که رنگ آبی رنگ است.
Her eyes are hazel , like Carter's, and her hair is bright white.
چشمان او مانند کارتر فندق است و موهای او سفید روشن است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «hazel» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «hazel» در آزمون TOEFL
لغت "hazel" (به فارسی: فندقیرنگ) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈheɪ.zəl/ است. مترادفهای این کلمه شامل Pomaderris apetala, hazelnut tree میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «hazel» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان