
dimension
noun, verbبُعد
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
She carefully measured each dimension of the room.
او هر بعد اتاق را با دقت اندازه گیری کرد.
The social dimensions of the problem must also be taken into account.
ابعاد اجتماعی مسئله نیز باید در نظر گرفته شود.
Moving the laser in three dimensions built the boat dot by dot.
جابجایی لیزر در سه بعد ، نقطه قایق را توسط نقطه ساخت.
The board in front of them is the exact dimensions of the one Cole shaped and surfs with — a 9-foot-6 longboard.
تخته جلوی آنها ابعاد دقیقی از یک کول شکل و گشت و گذار با یک تخته بلند 9 فوت 6 است.
The team found that both the odor of a pitcher and its dimensions could help predict the prey caught by a plant about 98 percent of the time.
این تیم دریافت که هم بوی یک پارچ و هم ابعاد آن می تواند به پیش بینی طعمه ای که توسط یک گیاه در حدود 98 درصد از زمان گرفته شده است ، کمک کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «dimension» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «dimension» در آزمون TOEFL
لغت "dimension" (به فارسی: بُعد) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌdɪˈmen.ʃən/ است. مترادفهای این کلمه شامل proportion, attribute میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «dimension» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان