
companion
noun, verbهمراه
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
She is my travel companion.
او همسفر من است.
I have a dog as my companion.
من سگی دارم که همسفر من است.
A true companion stays with you in hard times.
یک همراه واقعی در زمان سختی کنار تو میماند.
He became her companion during her illness.
او در دوران بیماریاش همراه او شد.
Many elderly people seek a loyal companion.
بسیاری از سالمندان بهدنبال همراهی وفادار هستند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «companion» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «companion» در آزمون TOEFL
لغت "companion" (به فارسی: همراه) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /kəmˈpæn.jən/ است. مترادفهای این کلمه شامل company, comrade, fellow traveler میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «companion» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان