
kin
adjective, nounخویشاوند
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
He is my kin.
او از خویشاوندان من است.
They visited their kin last week.
آنها هفته گذشته به دیدار خویشاوندانشان رفتند.
After the accident, they contacted his kin.
پس از تصادف، با خویشاوندان او تماس گرفتند.
Some people live far from all their kin.
برخی افراد دور از تمام خویشاوندانشان زندگی میکنند.
Kinship ties are important in many cultures.
روابط خویشاوندی در بسیاری از فرهنگها اهمیت دارد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «kin» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «kin» در آزمون TOEFL
لغت "kin" (به فارسی: خویشاوند) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /kɪn/ است. مترادفهای این کلمه شامل kinship group, blood-related, consanguineous میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «kin» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان