
intimate
adjective, noun, verbصمیمی
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbجملات مثال (6)
They had an intimate talk.
آنها گفتوگویی صمیمی داشتند.
She shared her intimate feelings.
او احساسات درونی و صمیمی خود را در میان گذاشت.
Intimate friends know each other deeply.
دوستان صمیمی یکدیگر را عمیقاً میشناسند.
Their relationship became more intimate over time.
رابطهشان با گذشت زمان صمیمیتر شد.
Intimate spaces allow for deeper connection.
فضاهای صمیمی امکان ارتباط عمیقتر را فراهم میکنند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «intimate» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «intimate» در آزمون TOEFL
لغت "intimate" (به فارسی: صمیمی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈɪn.tə.mət/ است. مترادفهای این کلمه شامل sexual, internal, insinuate میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «intimate» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان