
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
This job could be the breakthrough she's been waiting for.
این کار می تواند دستیابی به موفقیت او باشد.
The police have announced a breakthrough in the murder case.
پلیس از دستیابی به موفقیت در پرونده قتل خبر داده است.
Researchers say they have made a major breakthrough in cancer treatment.
محققان می گویند که آنها پیشرفت بزرگی در درمان سرطان داشته اند.
What was the breakthrough that led to the success of the vaccines?
دستیابی به موفقیت که منجر به موفقیت واکسن ها شد؟
And in their stead… not a ton of breakthrough artists have emerged.
و به جای آنها... نه یک تن از هنرمندان دستیابی به موفقیت پدیدار نشده است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «breakthrough» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «breakthrough» در آزمون TOEFL
لغت "breakthrough" (به فارسی: پیشرفت بزرگ) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈbreɪk.θruː/ است. مترادفهای این کلمه شامل find, discovery میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «breakthrough» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان