
جملات مثال (6)
To help cope with his grief, Taylor, who had run track and field in high school, joined the 1000 Mile Club.
برای کمک به مقابله با غم و اندوه خود ، تیلور ، که در دبیرستان پیگیری و میدان داشت ، به باشگاه 1000 مایل پیوست.
For her part, VB has learned to cope with being the apple of the paparazzi's eye.
از طرف خودش ، VB آموخته است که با سیب چشم پاپاراتزی کنار بیاید.
Keep in Mind This doesn't come with coping strips for the pool liner.
به خاطر داشته باشید که این با نوارهای مقابله ای برای آستر استخر همراه نیست.
The human body, says Stitzel, did not evolve to cope with impacts of this order.
استیتزل می گوید ، بدن انسان برای مقابله با تأثیرات این دستور تکامل نیافته است.
Grid managers have had to find backup sources of energy to cope with the eclipse.
مدیران شبکه برای مقابله با گرفتگی مجبور بودند منابع پشتیبان انرژی پیدا کنند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to cope» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to cope» در آزمون TOEFL
لغت "to cope" (به فارسی: کنار آمدن) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /koʊp/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to cope» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان