
to hassle
noun, verbدردسر
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbدرس
Hard Timesجملات مثال (6)
He got into a hassle with his landlord.
او با صاحبخانه خود وارد یک دردسر شد.
They've had to deal with flight delays and all of the other hassles of holiday travel.
آنها مجبور شده اند با تأخیرهای پرواز و سایر دردسرهای سفر تعطیلات مقابله کنند.
All this paperwork is a hassle.
تمام این مدارک یک دردسر است.
And that's where the Karen name isn't worth the hassle.
و اینجاست که نام کارن ارزش دردسر را ندارد.
Pop these wings in the oven and get all the flavor with way less hassle.
این بالها را در فر پاپ کنید و تمام عطر و طعم را با مشکل کمتری بدست آورید.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to hassle» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to hassle» در آزمون GRE
لغت "to hassle" (به فارسی: دردسر) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈhæs.əl/ است. مترادفهای این کلمه شامل chivy, chevy, tussle میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to hassle» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان