
reptilian
adjective, nounخزنده
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
And that's the last mention of the Targaryens and their beloved reptilian beasts.
و این آخرین اشاره به تارگرینها و جانوران خزندهدوستشان است.
The glint of a reptilian eye came from a grove of Australian pine below.
درخششی از چشم خزندهای از میان درختان کاج استرالیایی پایینتر دیده شد.
Painted wide across the front of the truck and its open doors was a menacing, reptilian smile.
در جلوی کامیون و درهای بازش لبخندی تهدیدآمیز و خزندهمانند نقاشی شده بود.
The surface darkens on one side, almost like a cropped view of the moon or a patch of slightly reptilian skin.
سطح در یک سمت تیرهتر میشود، تقریباً مانند نمای بریدهای از ماه یا بخشی از پوستی کمی خزندهمانند.
The couple, who live in The Lakes in North Charleston, started their week in a 5 a.m. standoff with the reptilian menace.
زوجی که در «د لیکز» در نورت چارلستون زندگی میکنند، هفتهشان را با رویارویی ساعت پنج صبح با تهدیدی خزنده آغاز کردند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «reptilian» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «reptilian» در آزمون GRE
لغت "reptilian" (به فارسی: خزنده) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /repˈtɪl.i.ən/ است. مترادفهای این کلمه شامل reptile میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «reptilian» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان