
ratification
اسمتصویب
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
Then, any change would require three-fourths of the states to sign on for ratification.
سپس ، هر تغییر به سه چهارم ایالت ها نیاز دارد تا برای تصویب امضا کنند.
Turnout for the strike vote was high but less than the contract ratification.
حضور در رای اعتصاب زیاد اما کمتر از تصویب قرارداد بود.
The union members will review the details of the agreement and hold a ratification vote in the coming days, the union said.
این اتحادیه گفت که اعضای اتحادیه جزئیات توافق نامه را بررسی می کنند و در روزهای آینده رأی تصویب می کنند.
The process to repeal an amendment requires a 2/3 vote in the House and Senate plus ratification by 3/4 of the states.
روند لغو اصلاحیه نیاز به رأی 2/3 در مجلس و مجلس سنا به علاوه تصویب توسط 3/4 ایالت دارد.
The ratification process has taken the four weeks since then.
روند تصویب از آن زمان چهار هفته طول کشید.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «ratification» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «ratification» در آزمون GRE
لغت "ratification" (به فارسی: تصویب) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌræt̬.ə.fəˈkeɪ.ʃən/ است. مترادفهای این کلمه شامل confirmation میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «ratification» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان