
intermediary
adjective, nounمیانجی
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
He served as an intermediary between the workers and the executives.
وی به عنوان واسطه بین کارگران و مدیران خدمت کرده است.
While four of them have been released, the fate of the rest is unknown, as Qatar serves as an intermediary in working to free the hostages.
در حالی که چهار مورد از آنها آزاد شده است ، سرنوشت بقیه ناشناخته است ، زیرا قطر به عنوان واسطه ای در کار برای آزاد کردن گروگان ها فعالیت می کند.
But this one didn't have a hedge fund as an intermediary.
اما این یک صندوق پرچین به عنوان یک واسطه نیست.
But in the intermediary , at some point, Nick Saban is gone.
اما در واسطه ، در مقطعی ، نیک سبان از بین رفته است.
Her sister acted as intermediary and set up a date for the two to attend a Browns game.
خواهرش به عنوان واسطه عمل کرد و برای حضور در یک بازی براون ، تاریخ را برای این دو تنظیم کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «intermediary» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «intermediary» در آزمون GRE
لغت "intermediary" (به فارسی: میانجی) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌɪn.t̬ɚˈmiː.di.ə.ri/ است. مترادفهای این کلمه شامل go-between, mediator میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «intermediary» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان