
lymph
اسملنف
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
The prions also sweep through lymph nodes and the spleen.
پریون ها همچنین از طریق غدد لنفاوی و طحال حرکت می کنند.
A lump or mass in the neck (due to spread of the cancer to nearby lymph nodes).
توده یا جرم در گردن (به دلیل گسترش سرطان به غدد لنفاوی مجاور).
And then there are lymph nodes, white blood cells and other things in the mix.
و سپس غدد لنفاوی ، گلبولهای سفید و چیزهای دیگر در ترکیب وجود دارد.
The swollen lymph nodes may occur in the neck area, armpits, or groin, on both sides of the body or just one.
گره های لنفاوی متورم ممکن است در ناحیه گردن ، زیر بغل یا کشاله ران در هر دو طرف بدن یا فقط یک اتفاق بیفتد.
A person may get swollen, painful lymph nodes near a flea bite.
فرد ممکن است گره های لنفاوی دردناک و دردناک در نزدیکی نیش کک باشد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «lymph» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «lymph» در آزمون GRE
لغت "lymph" (به فارسی: لنف) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /lɪmf/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «lymph» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان