
dominant
adjective, nounغالب
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
It is the dominant culture in the region.
این فرهنگ غالب در منطقه است.
The company is now dominant in its market.
این شرکت اکنون در بازار خود مسلط است.
Have a few dominant arms to ride at the back end of the bullpen.
چند بازوی غالب برای سوار شدن در انتهای عقب بغل داشته باشید.
This is not an easy sport to flip the switch and be dominant in.
این یک ورزش آسان برای چرخاندن سوئیچ و غالب در آن نیست.
The better ones tend to see the more dominant creative force in the duo lead the way.
افراد بهتر تمایل دارند که نیروی خلاق غالب تر در این دوتایی را ببینند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «dominant» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «dominant» در آزمون GRE
لغت "dominant" (به فارسی: غالب) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈdɑː.mə.nənt/ است. مترادفهای این کلمه شامل prevailing, rife میشوند. متضاد آن subordinate, recessive است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «dominant» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان