
dissident
صفتمخالف
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
Their raspy and dissident squawks are quite out of tune.
اسکواش های ناخوشایند و مخالف آنها کاملاً از لحاظ لحن است.
Sorokin doesn't fit the classic mold of a dissident writer.
سوروکین متناسب با قالب کلاسیک یک نویسنده مخالف نیست.
In 1999, O'Connor was ordained as a priest in a dissident Roman Catholic group.
در سال 1999 ، O'Connor به عنوان یک کشیش در یک گروه کاتولیک رومی مخالف منصوب شد.
Roy's fall from darling to dissident was swift, and her landing rough.
سقوط روی از عزیز به مخالف سریع بود و فرود او خشن بود.
Until it was handed over to China by the British in 1997, Hong Kong was a safe haven for dissident writers and artists.
تا زمانی که در سال 1997 توسط انگلیسی ها به چین تحویل داده شد ، هنگ کنگ پناهگاه امن برای نویسندگان و هنرمندان مخالف بود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «dissident» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «dissident» در آزمون GRE
لغت "dissident" (به فارسی: مخالف) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈdɪs.ə.dənt/ است. مترادفهای این کلمه شامل objector, dissenter, dissenting میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «dissident» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان