
contradictory
adjective, nounمتضاد
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
March 1—15: Events leading up to the full Moon of the 7th will be a bit contradictory , so don't take anything too much to heart.
1 - 15 مارس: وقایع منتهی به ماه کامل هفتم کمی متناقض خواهد بود ، بنابراین چیزی بیش از حد به قلب خود نگیرید.
The two-ounce bottle is easy to stash on the go, though the directions are a bit contradictory.
بطری دو اونس به راحتی می توان در حال حرکت بود ، اگرچه دستورالعمل ها کمی متناقض هستند.
Flex works best when Jones gives the teammates more room to be messy and contradictory.
Flex بهترین کار را می کند وقتی جونز به هم تیمی ها فضای بیشتری می دهد تا کثیف و متناقض باشند.
Well, the dog leaped over a tall fence, which seems to be perhaps contradictory to being lazy.
خوب ، سگ بر فراز حصار بلند جهش کرد ، که به نظر می رسد با تنبلی متناقض است.
But the answers generated by the tool are at times contradictory based on how users prompt and query the software.
اما پاسخ های ایجاد شده توسط ابزار بر اساس نحوه سریع کاربران و پرس و جو از نرم افزار متناقض است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «contradictory» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «contradictory» در آزمون GRE
لغت "contradictory" (به فارسی: متضاد) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌkɑːn.trəˈdɪk.tɚ.i/ است. مترادفهای این کلمه شامل at odds, self-contradictory, confounding میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «contradictory» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان