
diagnostic
adjective, nounتشخیصی
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
Ultrasound is now widely used as a diagnostic tool.
سونوگرافی اکنون به طور گسترده ای به عنوان ابزاری تشخیصی مورد استفاده قرار می گیرد.
One important diagnostic feature of this condition is a mild rash.
یکی از ویژگی های مهم تشخیصی این بیماری ، بثورات خفیف است.
That has changed over the past 10 years, thanks to diagnostic tests to confirm the disease with brain scans.
این امر در طی 10 سال گذشته به لطف آزمایشات تشخیصی برای تأیید بیماری با اسکن مغز تغییر کرده است.
The Holy See said the short visit was for diagnostic tests and is back at the Vatican.
مقدس مقدس گفت: بازدید کوتاه برای آزمایش های تشخیصی بوده و در واتیکان برگشته است.
There are a bunch of diagnostic tools available within the app.
مجموعه ای از ابزارهای تشخیصی در داخل برنامه وجود دارد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «diagnostic» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «diagnostic» در آزمون GRE
لغت "diagnostic" (به فارسی: تشخیصی) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌdaɪ.əɡˈnɑː.stɪk/ است. مترادفهای این کلمه شامل symptomatic میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «diagnostic» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان