
to overload
noun, verbبیشبار
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
Don't overload your son with a sense of loss and sadness over this.
پسرش را با احساس از دست دادن و غم و اندوه بیش از این اضافه نکنید.
The crowd was so large that the cell towers were overloaded.
جمعیت آنقدر بزرگ بودند که برج های سلولی بیش از حد بارگذاری شده بودند.
That led to his sitting out five games in April as the Sox were careful not to overload him.
این امر منجر به نشستن او در پنج بازی در ماه آوریل شد زیرا Sox مراقب بود که او را بیش از حد بار نکند.
But the Ducks didn't rely on three-tight end sets to overload the line of scrimmage.
اما اردک ها به مجموعه های انتهای سه محکم اعتماد نکردند تا خط scrimmage را اضافه کنند.
Here are a bunch of pictures to overload you on cuteness.
در اینجا مجموعه ای از تصاویر برای اضافه بار شما در مورد ظرافت وجود دارد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to overload» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to overload» در آزمون GRE
لغت "to overload" (به فارسی: بیشبار) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌoʊ.vɚˈloʊd/ است. مترادفهای این کلمه شامل clog, overcharge میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to overload» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان