
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
We need to look at these proposed changes with a critical eye before we accept them.
قبل از پذیرش آنها باید به این تغییرات پیشنهادی با چشم بحرانی نگاه کنیم.
She has a talent for critical thinking.
او استعدادی برای تفکر انتقادی دارد.
The program presents a critical analysis of the government's strategies.
این برنامه تجزیه و تحلیل انتقادی از استراتژی های دولت را ارائه می دهد.
In a case like this the size of the tax loss is critical.
در موردی مانند این ، اندازه ضرر مالیات بسیار مهم است.
The move is critical for the protection of the whales, the agency said.
این آژانس گفت که این اقدام برای حمایت از نهنگ ها بسیار مهم است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «critical» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «critical» در آزمون GRE
لغت "critical" (به فارسی: حیاتی) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈkrɪt̬.ɪ.kəl/ است. مترادفهای این کلمه شامل vital, decisive میشوند. متضاد آن uncritical, noncritical است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «critical» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان