
contributory
صفتمؤثر
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
Both the cancer and the Covid were listed as contributory causes.
هر دو سرطان و COVID به عنوان علل مشارکتی ذکر شده اند.
The easiest Roth option (if your income is on the lower side) is a simple contributory Roth.
ساده ترین گزینه Roth (اگر درآمد شما در سمت پایین باشد) یک Roth ساده است.
When the workplace becomes chaotic, there are usually many factors at play, and none are more contributory than the sheer volume of workflow.
وقتی محیط کار هرج و مرج شود ، معمولاً عوامل زیادی در بازی وجود دارد و هیچ یک از آنها بیشتر از حجم جریان کار همکاری نمی کنند.
His style of play -- more taxing than Federer -- is arguably a contributory factor in his litany of injuries while Nadal has more than once said there are too many hard-court tournaments.
سبک بازی او-مالیات بیشتر از فدرر-مسلماً یک عامل مؤثر در صدمات وی است در حالی که نادال بیش از یک بار گفته است که بسیاری از مسابقات دادگاه سخت وجود دارد.
The report highlights the lack of female representation among both founders and investors as a contributory cause.
این گزارش عدم نمایندگی زن در بین بنیانگذاران و سرمایه گذاران را به عنوان یک دلیل مشارکتی برجسته می کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «contributory» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «contributory» در آزمون GRE
لغت "contributory" (به فارسی: مؤثر) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /kənˈtrɪb.jə.tɔːr.i/ است. مترادفهای این کلمه شامل tributary, conducive میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «contributory» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان