
consequent
adjective, nounدر پی
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
Falling sales and a consequent loss of profits forced the company to lay off more workers.
سقوط فروش و در نتیجه از دست دادن سود ، شرکت را وادار به اخراج بیشتر کارگران کرد.
Weather forecasters predict heavy rains and consequent flooding.
پیش بینی کنندگان آب و هوا باران های شدید و در نتیجه سیل را پیش بینی می کنند.
The stress and the consequent loss of control felt familiar.
استرس و در نتیجه از دست دادن کنترل احساس آشنایی داشت.
The consequent lack of supply at a time of rising demand has raised prices.
فقدان عرضه در زمان افزایش تقاضا باعث افزایش قیمت شده است.
In older times people used the first borehole as fridge to store consequent cores in there.
در زمان های قدیمی تر ، مردم از اولین سوراخ به عنوان یخچال برای ذخیره هسته های متعاقب آن در آنجا استفاده می کردند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «consequent» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «consequent» در آزمون GRE
لغت "consequent" (به فارسی: در پی) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈkɑːn.sə.kwənt/ است. مترادفهای این کلمه شامل accompanying, ensuant, resultant میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «consequent» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان