
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
The corporate culture demands a certain conformity of appearance.
فرهنگ سازمانی مستلزم انطباق خاصی از ظاهر است.
The girls at school are ruled by the twin gods of conformity and cliquishness.
دختران در مدرسه توسط خدایان دوقلوی انطباق و سلطنت اداره می شوند.
And yet something is pulling at the edges of this conformity.
و با این حال چیزی در لبه های این انطباق می کشد.
Most of the 'protest' songs about the bomb and race prejudice and conformity are stupid.
بیشتر آهنگهای اعتراض درباره بمب و تعصبات مسابقه و انطباق احمقانه است.
Defiance in the face of conformity should be the virtue that's revered.
مخالفت در برابر انطباق باید فضیلتی باشد که مورد احترام قرار می گیرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «conformity» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «conformity» در آزمون GRE
لغت "conformity" (به فارسی: همرنگی) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /kənˈfɔːr.mə.t̬i/ است. مترادفهای این کلمه شامل conformance, ossification میشوند. متضاد آن noncompliance, nonconformity, nonconformism است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «conformity» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان