
blemish
noun, verbلک
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
A series of burn marks blemish the table's surface.
یک سری از سوختگی ها سطح جدول را لکه دار می کند.
The incident blemished his reputation.
این حادثه شهرت وی را به هم زد.
And in many cases, there are three common pain points: teeth, weight and blemished or scarred skin.
و در بسیاری موارد ، سه نقطه درد رایج وجود دارد: دندان ها ، وزن و پوست لکه دار یا زخم خورده.
The flesh of fish killed humanely is often smoother and less blemished.
گوشت ماهی که به طور انسانی کشته شده است ، اغلب صاف تر و کم رنگ تر است.
The starters traded five zeroes before a balk blemished the scoreboard.
پیش از این که یک گلدان امتیاز را به دست آورد ، مبتدیان پنج صفر داد و ستد کردند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «blemish» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «blemish» در آزمون GRE
لغت "blemish" (به فارسی: لک) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈblem.ɪʃ/ است. مترادفهای این کلمه شامل spot, deface, defect میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «blemish» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان