
binding
adjective, nounالزامآور
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
He doesn't like to wear clothes that bind.
او دوست ندارد لباس هایی بپوشد که به هم متصل شود.
The machine binds the hay into bales.
دستگاه یونجه را به گلدان ها متصل می کند.
She bound her hair in a ponytail.
او موهای خود را در یک دم اسبی قرار داد.
The Orioles tanked and now they are bound for the playoffs.
اوریولز تانک شد و اکنون آنها برای بازی های پلی آف محدود شده اند.
In 1914, Hans Stein boarded a barge on the west side of Okeechobee bound for the Glades.
در سال 1914 ، هانس استین سوار بر یک بار در ضلع غربی Okeechobee بود که برای Glades محدود شد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «binding» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «binding» در آزمون GRE
لغت "binding" (به فارسی: الزامآور) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈbaɪn.dɪŋ/ است. مترادفهای این کلمه شامل attach, bind, cover میشوند. متضاد آن unbind, untie است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «binding» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان