
to enforce
اجرا کردن
جملات مثال (6)
Police will be enforcing the parking ban.
پلیس ممنوعیت پارکینگ را اجرا می کند.
His job was to open this border and to not enforce the law.
کار او باز کردن این مرز و اجرای قانون بود.
The law passed last year, but a judge had blocked it from being enforced.
این قانون سال گذشته تصویب شد ، اما یک قاضی آن را از اجرای آن مسدود کرده بود.
The judge has the option at that hearing to enforce the order for up to five years.
قاضی گزینه ای را برای اجرای این دستور تا پنج سال دارد.
The court will decide whether to allow the state to enforce the law while the case proceeds in Burke's court.
دادگاه تصمیم خواهد گرفت که آیا به دولت اجازه دهد قانون را اجرا کند در حالی که پرونده در دادگاه برک پیش می رود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to enforce» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to enforce» در آزمون GRE
لغت "to enforce" (به فارسی: اجرا کردن) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ɪnˈfɔːrs/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to enforce» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان