
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
Beth is bedridden , Duane said, but is up every once in a while.
Duane گفت ، بث در بستر است ، اما هر چند وقت یکبار بلند است.
Five years have passed since, and Shivani remains bedridden most of the time.
پنج سال از آن زمان گذشته است و شیوانی بیشتر اوقات در بستر است.
The injuries left him bedridden , blind, deaf and unable to breathe or eat on his own.
جراحات وی را در بستر ، نابینا ، ناشنوا و قادر به نفس کشیدن یا غذا خوردن به تنهایی به وجود آورد.
Since the surgery that was cut short, Cannon has been nearly bedridden.
از زمان عمل جراحی که کوتاه شده است ، کانن تقریباً در رختخواب بوده است.
His dad, who was a cop, don't take any stuff from anyone type of guy, all of a sudden is bedridden.
پدرش ، که پلیس بود ، از هر نوع پسر هیچ چیز را نمی گیرد ، ناگهان در بستر است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «bedridden» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «bedridden» در آزمون GRE
لغت "bedridden" (به فارسی: بستری) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈbed.rɪd.ən/ است. مترادفهای این کلمه شامل bedrid, bedfast میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «bedridden» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان