
handicapped
صفتمعلول
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
His shyness was a handicap in his job.
کمرویی او معلولیت در کار او بود.
She's been practicing a lot and her handicap has gone down from 18 to 12.
او زیاد تمرین کرده است و معلولیت او از 18 به 12 کاهش یافته است.
Biden's age is less of a handicap than in a normal year.
سن بایدن کمتر از یک سال عادی است.
Taking the fight to Trump would come at a price—and not just for Obama's golf handicap.
درگیری با ترامپ با قیمتی همراه خواهد بود - و نه فقط برای نقص گلف اوباما.
The noises, which were gunshots, were getting louder, so the three of us rushed into a bathroom with a crowd of people and hid in the handicap stall.
سر و صداها که تیراندازی می شد ، بلندتر می شد ، بنابراین سه نفر از ما با جمعیتی از مردم به داخل حمام هجوم آوردیم و در غرفه معلولیت پنهان شدیم.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «handicapped» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «handicapped» در آزمون GRE
لغت "handicapped" (به فارسی: معلول) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈhæn.dɪ.kæpt/ است. مترادفهای این کلمه شامل invalid, hamper, handicap میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «handicapped» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان